1 از 3 صفحه
آزمون دوم دکتری برنامهریزی درسی
درس اول: اصول و مبانی برنامهریزی درسی
۱. در تحلیل نسبت میان «برنامه درسی رسمی»، «برنامه درسی اجراشده» و «برنامه درسی کسبشده»، کدام گزینه دقیقتر است؟
*
A
الف) برنامه درسی اجراشده همان برنامه درسی رسمی است که بدون تغییر توسط معلم به دانشآموز منتقل میشود و برنامه درسی کسبشده صرفاً میزان یادگیری محتوای رسمی را نشان میدهد.
B
ب) برنامه درسی رسمی بیانگر مقاصد مصوب است، برنامه درسی اجراشده به آنچه در فرایند واقعی آموزش توسط معلم تحقق مییابد اشاره دارد و برنامه درسی کسبشده به آنچه یادگیرنده عملاً تجربه و فرا میگیرد مربوط است.
C
ج) برنامه درسی اجراشده مجموعه تجربیات یادگیرنده است و برنامه درسی کسبشده صرفاً محتوای ارائهشده توسط معلم را شامل میشود؛ بنابراین میان این دو تمایز مفهومی وجود ندارد.
D
د) برنامه درسی رسمی و اجراشده هر دو ماهیتی تجویزی دارند، اما برنامه درسی کسبشده به دلیل وابستگی به یادگیرنده، بخشی از برنامه درسی غیررسمی محسوب میشود.
E
نمیدانم
۲. اگر در یک نظام آموزشی، اهداف برنامه درسی از نیازهای واقعی یادگیرندگان و جامعه استخراج شوند، اما انتخاب محتوا صرفاً بر اساس ساختار رشته علمی صورت گیرد، کدام نقد برنامهریزی درسی دقیقتر است؟
*
A
الف) چنین برنامهای از اصل سازماندهی عمودی محتوا عدول کرده است، زیرا هر برنامه درسی باید از نیازهای اجتماعی آغاز و مستقیماً به ترتیب عمودی محتوا منتهی شود.
B
ب) میان منبع تعیین اهداف و منطق انتخاب محتوا نوعی عدم توازن ایجاد شده است؛ زیرا رویکرد نیازمحور در هدفگذاری الزاماً با سازماندهی صرفاً دانشمحور محتوا سازگار نیست.
C
ج) انتخاب محتوا بر اساس ساختار رشته علمی، اهداف مبتنی بر نیاز را خودبهخود بیاعتبار میکند؛ زیرا هدف و محتوا باید الزاماً از یک منبع واحد استخراج شوند.
D
د) چون ساختار رشته علمی معتبرترین منبع سازماندهی محتواست، هرگونه استفاده از نیازهای یادگیرنده در تعیین اهداف موجب کاهش اعتبار علمی برنامه درسی خواهد شد.
E
نمیدانم
۳. در مدل برنامهریزی درسی تایلر، اگر اهداف آموزشی بهدرستی تعیین شوند اما تجربیات یادگیری بدون توجه به فرصت تحقق اهداف انتخاب شوند، کدام نتیجه محتملتر است؟
*
A
الف) چون اهداف نقش جهتدهنده دارند، انتخاب هر تجربه یادگیری مرتبط با موضوع درسی میتواند به تحقق اهداف منجر شود.
B
ب) ضعف اصلی در مرحله ارزشیابی ظاهر خواهد شد، زیرا تنها ارزشیابی قادر است عدم تناسب میان اهداف و تجربیات یادگیری را اصلاح کند.
C
ج) میان اهداف و تجربیات یادگیری گسست ایجاد میشود و تحقق هدفها تضمین نخواهد شد، زیرا تجربه یادگیری باید فرصت مناسبی برای نیل به هدف فراهم کند.
D
د) چنین وضعیتی فقط در صورتی مشکلزا خواهد بود که اهداف برنامه درسی شناختی باشند و در اهداف عاطفی یا مهارتی اهمیت کمتری دارد.
E
نمیدانم
۴. در رویکرد «فرایندی» به برنامهریزی درسی، کدام گزاره تمایز آن را با رویکرد کاملاً «محصولمحور» دقیقتر نشان میدهد؟
*
A
الف) رویکرد فرایندی اهداف از پیش تعیینشده را کاملاً کنار میگذارد و برنامه درسی را صرفاً بر اساس علایق لحظهای یادگیرندگان شکل میدهد.
B
ب) در رویکرد فرایندی، کیفیت تجربه یادگیری، تعامل میان عناصر برنامه و امکان بازاندیشی و اصلاح در طول اجرا اهمیت دارد و برنامه صرفاً محصول نهایی از پیش تعیینشده نیست.
C
ج) تفاوت اصلی رویکرد فرایندی با محصولمحور در حذف ارزشیابی است؛ زیرا ارزشیابی در برنامهریزی فرایندی مانع انعطافپذیری میشود.
D
د) رویکرد فرایندی، محتوای علمی را نسبت به اهداف و روشها بیاهمیت میداند و بر تجربه فردی یادگیرنده به عنوان تنها منبع برنامه درسی تأکید میکند.
E
نمیدانم
۵. اگر هدف برنامه درسی، پرورش توانایی «تحلیل انتقادی یک مسئله پیچیده اجتماعی» باشد، کدام طراحی هدف و محتوای برنامه با ماهیت این هدف سازگارتر است؟
*
A
الف) تعیین محتوای گسترده و افزایش حجم اطلاعات مرتبط با مسئله، همراه با ارزشیابی بازشناسی مفاهیم اصلی.
B
ب) تمرکز بر انتقال دیدگاههای معتبر درباره مسئله و سنجش توانایی یادگیرنده در بازگویی دقیق دیدگاهها.
C
ج) سازماندهی محتوا حول مسائل واقعی و چندبعدی، فراهم کردن فرصت مقایسه دیدگاهها و استفاده از تکالیفی که نیازمند تحلیل، استدلال و داوری باشند.
D
د) انتخاب محتوای تخصصی و کاهش فعالیتهای مشارکتی، زیرا تحلیل انتقادی عمدتاً از طریق افزایش عمق دانش تخصصی حاصل میشود.
E
نمیدانم
بعدی